پاریزسیتی


بسم الله الرحمن الرحيم

بسم الله الرحمن الرحيم هست کليد در گنج حکيم                                           

 
 وبلاگ؛ تاريخ و چشم‌انداز

  

ربكا بلاد: وبلاگ‌ها اين توانايي را دارند تا هم خوانندگان و هم نويسندگان را از سطح «مخاطبان» به سطح «عموم» و هر يك را از سطح «مصرف‌كننده» به مرتبه «آفرينـندگي» برسانند.


در سال 1998 پايگاه‌هايي كه امروز به نام وبلاگ شهرت يافته‌اند، كمتر به چشم مي‌آمدند (گفتني است كه واژه «وبلاگ» را يورن بارگر براي نخستين بار، در دسامبر سال 1997، به اين قصد به‌كار برد). جسي جيمزگارت، ويراستار Info sift ، حين گشت و گذار در وب فهرستي از پايگاه‌هايي را كه «مثل پايگاه خودش» بودند، جمع‌آوري كرد. در نوامبر همان سال وي فهرستش را براي كمرون بارت فرستاد. كمرون هم آن را در پايگاه Cam world منتشر كرد. بعد از اين كسان ديگري نيز نشاني خود را براي او فرستادند تا نامشان به فهرست اضافه شود. ابتداي سال 1999، در صفحه اختصاصي جسي، موسوم به «صفحه تنها وبلاگ‌ها» نام بيست و سه وبلاگ فعال ديده مي‌شد.


و ناگهان يك اجتماع پديد آمد. سرزدن به همه وبلاگ‌هايي كه در صفحه كمرون رديف شده بودند، كار ساده‌اي بود و بسياري كسان علاقه‌مند به اين كار بودند. پيتر مرهولز (دراوايل سال 1999) اين عبارت را به صورت «wee-log» تلفظ كرد و واژه مخفف «بلاگ» اين‌گونه برسر زبان افتاد. ويراستار و تهيه‌كننده وبلاگ هم «بلاگر» ناميده شد.


در همين اثنا عده زيادي براي اين كه از قافله جا نمانند، به اين اجتماع وارد شدند. و روزبه روز بر تعداد كساني كه وبلاگ راه مي‌انداختند، اضافه مي‌شد. خود من از آوريل 1999 شروع كردم. هرروز تمام وبلاگ‌ها را خواندن، يا حتي بررسي وبلاگ‌هايي كه به تازگي به دنيا مي‌آمدند، ديگر كار ساده‌اي نبود. فهرست كمرون حسابي بلند بالا شد، چندان كه او ديگر فقط وبلاگ‌هايي را كه خودش تعقيب مي‌كرد، به فهرست مي‌افزود. ديگر وبلاگ‌نويسان هم در اين رابطه دست به كار شدند. در اوايل سال 1999 بريژيت ايتون فهرستي از تمام وبلاگ‌هايي كه مي‌شناخت تهيه كرد و «درگاه ايتون‌وب» را راه انداخت. او براي تكميل فهرستش تنها به يك معيار ساده اكتفا كرد: «هرقطعه نوشته يا هر چيزي كه در پايگاه گذاشته مي‌شود، تاريخ داشته و معلوم باشد كه در چه زماني در پايگاه نهاده شده است». بين وبلاگ‌نويس‌ها بحث و جدل درگرفته بود كه چه پايگاهي وبلاگ هست و چه نيست، اما با توجه به اين كه درگاه ايتون‌وب كامل‌ترين فهرستي از وبلاگ‌ها بود كه در دسترس قرار داشت، تعريف ضمني بريژيت حاكم شد.


تا ژوئيه سال 1999 نرخ رشد رو به افزايش وبلاگ‌ها به نحو يكنواختي ادامه داشت، اما زماني كه سروكله Pitas (اولين ابزار رايگان وبلاگ‌سازي شخصي) پيدا شد، ناگهان صدها وبلاگ تازه ساخته شدند. در ماه آگوست، شركت Pyra ، بلاگر را عرضه كرد، Groksoup هم را افتاد، و با سهولتي كه اين ابزارهاي وبي فراهم آوردند، موج وبلاگ‌نويسي به نحو سرسام‌آوري بالا گرفت. در اواخر سال 1999، ديو واينر، برنامه‌نويس و متخصص نرم‌افزار، برنامه Edit This Page را ارائه كرد و جف اِي كمپل،Velocinews را راه انداخت. تمام اين خدمات به شكل رايگان عرضه شدند و همه آن‌ها به اين قصد مهيا شدند تا هر كسي بتواند به سادگي و سرعت وبلاگ شخصي‌اش را راه‌اندازي كند.


تعدادي پيوند، نوشته‌هاي انتقادي و تحليلي، انديشه‌ها و يادداشت‌هاي شخصي به نحو متناسبي محتواي وبلاگ‌هاي اوليه را شكل مي‌دادند. آن موقع تنها كساني كه سر از ساخت صفحات وب سر در مي‌آورند، دستي در ساخت وبلاگ داشتند. كسي كه وبلاگ داشت به صورت تفنني كدنويسي با HTML را فراگرفته بود، يا كار و حرفه‌اش طراحي صفحات وب بود، و حين وبگردي در اوقات فراغت روزانه، وبلاگش را هم سروسامان مي‌داد. آنها كشته مرده وب بودند.


بسياري از وبلاگ‌هاي امروزي هم همان روال را دنبال مي‌كنند. نويسندگان وبلاگ هم به گوشه كنارهاي كمتر شناخته شده وب ارجاع مي‌دهند هم به مقاله‌ها و اخباري كه حس مي‌كنند، مي‌ارزند تا ازشان حرف بزني، چنين ارجاع‌هايي معمولاً همراه با نظر نويسنده هستند. نويسنده‌اي كه تا حدي در زمينه مضمون نوشته‌هايش ماهر باشد، ممكن است كه درباره دقت و صحت مقاله‌اي كه به آن اشاره كرده است، حرف‌هايي داشته باشد؛ يا حتي شواهد تكميلي و مناسبي را كه در اختيار دارد، معرفي و يا اين كه نظر و تحليل شخصي خود را نسبت به موضوع مطرح شده ارائه كند. چنين تحليل و تفسيرهايي غالباً رك و صريح وبا نيش و كنايه همراه است. نويسنده‌هاي متبحر مي‌كوشند، همه اين چيزها را در يكي دوجمله جمع‌آورند(نمونه‌اش هاليكون، كه از پيشگام‌هاي ايجاز هنرمندانه در نوشتن است). در واقع، قالب يك وبلاگِ نوعي چنان است كه ايجاز را در نويسنده‌اش تقويت مي‌كند. نوشته‌هاي تحليلي و مفسرانه بلند را بهتر است در صفحه‌اي جداگانه و فضايي اختصاصي نهاد.


وبلاگ‌ها به خوبي نقش صافي را براي خوانندگانشان بازي مي‌كنند، گويي يكي قبل از خواننده در وب گشت‌زده است. از ميان هزاران صفحه‌اي كه در وب و زير آسمان اين فضاي مجازي پخش و پراكنده‌اند، نويسندگان وبلاگ حيرت‌آورترين، احمقانه‌ترين و البته ضروري‌ترين و مناسب‌ترين‌ها را برمي‌گزينند.


من فكر مي‌كنم كه چنين وبلاگ‌هايي به دليل ديگري نيز اهميت دارند. داگلاس راشكوف در Media Virus از گِرگ روگريو (ايمدياست آندرگراند) نقل قولي آورده است: «رسانه‌ها ملكيت همگاني دارند . . . شما نمي‌توانيد از آنها براي خودتان سهم اختصاصي برداريد. پيش كشيدن آن به جلوي صحنه اولين كار است. دومين گام تبيين تمايز ميان عموم و حضار يا مخاطبان است. مخاطب منفعل است، اما عموم مشاركت جويند. ما به تعريفي از رسانه‌ها نيازمنديم كه جنبه عام‌گرا داشته باشد».


او با مشخص كردن مقاله‌هايي كه ممكن است به سادگي از ديد كاربران (كساني كه آن‌قدر سرشان شلوغ است كه تنها به عناوين اهم اخبار در يكي چند پايگاه كفايت مي‌كنند) پنهان بماند، با جست‌وجوي نوشته‌هاي به دردبخور از منابع كمتر شناخته شده، و با ارائه شواهد بيشتر و ديدگاه‌هاي متنوع و تأويل‌هاي متفكرانه، نويسندگان وبلاگ در اشاعه و بيان اخباري كه روزانه با آنها سروكار داريم، ايفاي نقش مي‌كنند. طعن زدن و بي‌محابا نوشتن، اين سؤال را پيش مي‌كشد كه سليقه و مهارت گزارشگراني كه بازگوينده اخباري هستند كه آن را چندان نمي‌فهمند، چگونه است.


نويسندگان وبلاگ گاهي با كنار هم قراردادن و مقايسه دو مقاله با موضوعي مرتبط، محتواي وبلاگ‌شان را جفت و جور مي‌كنند. هر مقاله، در كنار ديگري، چه بسا معاني اضافه‌اي را انتقال دهد و چه بسا باعث رسيدن به نتيجه‌اي مخالف قصد اوليه منجر گردد؛ چنين وبلاگ‌هايي را «رسانه مستقل» ناميدن، درست نيست. اما نويسندگان چنين وبلاگ‌هايي كه خود را درگير كندوكاو مي‌كنند و واقعيت‌ها و شواهدي كه روزانه به ما عرضه مي‌شود، را ارزيابي مي‌كنند، همان «عموم» موردنظر روگريو هستند. وبلاگ‌نويسان با نوشتن چند خط در طول روز فعاليت رسانه‌اي را، به عنوان كوششي مشاركت‌طلبانه و عمومي، از نو تعريف مي‌كنند.


در سال 1999 اتفاق ديگري افتاد و من باور دارم كه اين واقعه به ظهور بلاگر و نه هيچ چيز ديگري ربط دارد.


در حالي كه وبلاگ‌ها به صورت تركيبي از پيوندها و يادداشت‌هاي شخصي كوتاه تهيه مي‌شدند، بعد از ازدياد انفجاري تعداد وبلاگ‌ها بعد از تولد بلاگر، تمركز از رويكرد وب‌گرا به سمت تهيه روزنوشته‌هايي جمع و جور جابه‌جا شد. اين وبلاگ‌هاي جديد، كه روزي چند مرتبه تازه مي‌شدند، عوالم نويسنده‌هايشان را باز مي‌نماياندند: روز كاريم چه‌طور گذشت، آخر هفته را چه خواهم كرد، فلان موضوع چه حسي در من برانگيخت و . . .. پيوندها خواننده را به وبلاگ نويسنده ديگري، كه مثلاً روز قبل نويسنده اصلي او را ملاقات كرده بود، مي‌برند، يا به پايگاه فلان‌دار و دسته كه شب قبلش نويسنده شاهد برنامه‌شان بوده است. مكالمات و گفت‌وگوهايي ميان سه چهارپنج نفر از وبلاگ‌نويسان در مي‌گرفت و هر يك در وبلاگ خود از موافقت با اين يكي يا تكذيب آن يكي مي‌نوشت. تب نمايش ارائه شخصيت خود با تولد وبلاگ‌هاي جديد عود كرد. نام‌هاي تازه از پي هم در نوشته‌هاي متعدد وبلاگ‌ها يا در فهرست واجب‌تر از نان شب «ديگر وبلاگ‌ها»، كه چيزي مثل فهرست كمرون بود، پديدار مي‌شد. ديدن تلاش وبلاگ‌نويس‌هاي تازه از راه رسيده براي دست و پا كردن جايي براي خود در اجتماع وبلاگي، و واكنش نشان دادن آنها به وبلاگ‌هايي كه بيشتر مي‌خوانند و اختصاص ستون كناري صفحه‌شان به نشانه‌اي از دار و دسته‌اي كه دوست دارند به آن تعلق داشته باشند، جالب بوده و هست.


چرا چنين تغييري؟ چرا در اين وسعت؟ من هميشه ظن داشته‌ام كه نكند چنين رويكرد فراگيري به اين سبك و سياق ناشي از ميل به تقليد از پايگاه‌هاي بروبچه‌هاي Pyra اِو و مگ، باشد. به عنوان آفرينندگان بلاگر، وبلاگ‌هاي قشنگ و خوش طبع‌شان بهترين تبليغ براي محبوب‌ترين محصول‌شان است.


علاوه بر اين، خود بلاگر هيچ محدوديتي برقالب مطلب و محتواي ارسالي تحميل نمي‌كند. رابط بلاگر در وب از طريق هر مرورگري قابل دسترسي است و حاوي يك جعبه خالي است كه وبلاگ‌نويس هر جور كه بخواهد و با هر چيزي مي‌تواند آن را پر كند: يك فكر آني، يك مقاله دنباله‌دار و بالابلند و يا خاطرات كودكي. تنها با يك كليك، بلاگر هر آن‌چه را نويسنده مي‌خواسته به پايگاهش مي‌فرستد و در آن مي‌نهد، و نوشته‌هاي قبلي را در محل مناسب بايگاني مي‌كند. همه اين اعمال بي‌درنگ صورت مي‌گيرد و در انتها قاب خالي نوشته در انتظار پرشدن را دوباره مي‌بينيم!


يك وبلاگ نمونه با روش صافي كردن اطلاعات و اخبار، امتيازهاي زيادي براي خواننده‌اش به بار مي‌آورد. يكي از آن‌ها نمايش شمه‌اي از گستره غيرقابل تصور وب براي كساني است كه فرصت سياحت درآن را ندارند. صافي‌هايي كه متكي به وجود انسان هوشمند هستند، از ميان انبوه اطلاعاتي كه روزانه توزيع مي‌شوند، بسته‌هايي مرتب شده را از جالب‌ترين، مهم‌ترين، غيرمنتظره‌ترين و چيزهايي كه مرور و بازبيني شده‌اند، براي مصرف ما جمع وجور مي‌كنند. حضور آدمي در چنين فرآيندي تهيه اطلاعات تكميلي را، علاوه بر صورت اوليه اطلاعاتي كه از طريق رسانه‌هاي ديگر ارائه مي‌شوند، در بردارد. از آن‌جا كه وبلاگ‌نويس آزادانه و مختار درباره آن‌چه مي‌يابد، نظر خود را اعلام مي‌كند، با يك هفته پيگيري كردن وبلاگش جهت‌گيري‌هاي او را تا حدي مشخص مي‌شود و او به مرجعي تقريباً قابل پيش‌بيني تبديل مي‌شود. همچنين اين فرصت را مي‌يابيم تا با ديدي انتقادي، هم به خبري كه در يك وبلاگ مطرح مي‌شود هم هب نقد و نظري كه درباره‌اش توسط نويسنده وبلاگ ارائه مي‌گردد، نگاه كنيم.


تنها پس از چندي كه وبلاگ خودم را راه انداختم، با تأثيرهاي دوگانه‌اي كه انتظارشان را نداشتم، مواجه شدم. ابتدا به علائق خود واقف شدم. پيش از آن فكر مي‌كردم كه به چه چيزهايي علاقه دارم. پس از گذشت چند ماه فهميدم كه بيش‌تر به علوم، باستان‌شناسي و نشانه‌هاي بي‌عدالتي توجه نشان داده‌ام. مهم‌تر اين كه به طور جدي به ارزيابي و ارزشگذاري ديدگاه‌هايم پرداخته بودم. در نگاشتن متون و پيوند دادن‌هاي روزانه‌ام، با دقت مراقب بودم كه چه انديشه‌ها وعقايدي را منتشر مي‌كنم و به اين ديد رسيدم كه تصويري كه از من به اين ترتيب شكل مي‌گيرد، جلوه‌اي يكتا و البته بااهميت خواهد داشت.


چنين تجربه عميقي ممكن است كه به صورتي ناب در نسل تازه وبلاگ‌ها شكل گيرد. فراغت از تمركز بر دنياي پيراموني وبلاگ‌نويس را قادر مي‌كند كه پنجره‌اي به دنياي خودش مقابل خواننده بگشايد. چه بسا وي ديگر وبلاگ‌نويس‌ها را در مباحثه درباره علائقي مشترك گير بيندازد. ممكن است وي درباره كتابي كه مي‌خواند، حرفي براي گفتن داشته باشد يا درباره رفتار كسي كه در اتوبوس ديده است، چيزي بنويسد. شايد هم از بوته گلي بنويسد كه در شيارهاي ميان كاشي‌هاي پياده‌رو خياباني در مسير محل كارش روييده است. اي بسا نكته‌هاي كوچكي هم از افكار و رفتار خودش را در زندگي رو كند: كارش چه طور بوده، شام چه خورده است، درباره تازه‌ترين فيلمي كه ديده چه طور فكر مي‌كند. پس از چندماه اين نوشته‌هاي خرده‌ريز در كنار يكديگر تصويري خودماني و دور از انتظار از شخصي خاص، كه در مكان و زماني خاص زندگي مي‌كند، تشكيل مي‌دهند.


وبلاگ‌نويس، به يمن سهولت نوشتن درباره هر چيزي كه در ذهن دارد، با افكار و باورهاي خودش روبه‌رو خواهد شد. با هر روز نوشتن، وي به نويسنده‌اي با اعتماد به نفس تبديل مي‌شود. اجتماعي چند، يا چندين نفره از عموم مردم روزانه نوشته‌ها و افكارش را مرور مي‌كنند. شنيدن نداهاي دوستانه، مي‌تواند اطمينانش را نسبت به نگاهي كه به دنيا دارد، تقويت كند و چه بسا وي نوشتن در قالب‌هاي تازه و بلندتري را بيازمايد و حتي بدش نيايد كه دستي در شعر برد يا حتي طرحي خلاقانه را پي بگيرد آن چه كه تا چندماه قبل از آن برايش معنا نداشت، چرا كه نسبت به انجام و تمام كردنش ترديد داشت.


همين طور كه وي هر روز به شرح باورها و افكارش مي‌پردازد، اين خودآگاهي تازه نسبت به زندگي‌اش، به رشد و تعالي اطمينان بخشي از نماي شخصيتي‌اش منجر مي‌شود. واكنشش نسبت به يك شعر، نسبت به ديگران و حتي نسبت به رسانه‌ها، وجهه شخصيتي او را معتبرتر مي‌كند. با عادت به نوشتن درباره انديشه‌هاي شخصي، رفته‌رفته در انتقال مفهوم و بيان فصيح ديدگاه‌هايش به ديگران ماهرتر مي‌شود. وي براي ديدن رأي و نظر ديگران نسبت به آراي خودش بي‌صبري مي‌كند و در عوض مطابق نداي دروني‌اش به كنش ادامه مي‌دهد. بعيد نيست كه پس از چندي كمتر انعطاف‌پذيري و بيش‌تر واكنشي شود، و عقايد خود را شايسته توجه جدي بداند.


وقتي كه وبلاگ‌نويس خاطره‌اي را باز مي‌گويد، خوانندگان او لحظه‌اي از كودكي‌شان را به ياد مي‌آورند. زماني كه وبلاگ‌نويس به راحتي حس و حالش را از ديدن يك مسافر نوعي تعريف مي‌كند، آنها از آن پس به مسافران قطار دقيق‌تر نگاه مي‌كنند. اين خوانندگان به اين در و آن در زدن ميان وبلاگ‌هايي مشغول مي‌شوند كه نويسندگان‌شان درباره موضوعي بحث و جدلي به پا كرده‌اند و به اين ترتيب، با ديدگاه‌هاي هر كدام آشنا مي‌شوند. با خواندن ديگر آدم‌ها و افراد معمولي، خوانندگان هم سؤال‌هايشان را مي‌پرسند و به ارزيابي آنچه گفته شده مي‌پردازند. با اين كار آنها هم سفري مشابه را در وادي خودشناسي و اتكاي معقول و مستدل به خويشتن آغاز مي‌كنند.


وعده وب اين بوده كه هر كسي بتواند به نشر بپردازد، هزاران صداي تازه شكفته شوند و ارتباط برقرار كنند. اما واقعيت اين بود كه تنها كساني كه كدنويسي بلد بودند مي‌توانستند صدايشان را در وب به گوش اين و آن برسانند.


بلاگر و پيتاس و ديگر ابزارهاي به همگان، كه هيچ يا اندك دانشي از HTML داشتند، اين توانايي را دادند تا در وب به نشر بپردازند؛ اظهار فضل كنند، خاطراتشان را بازگويند، خيال‌بافي كنند و در بحث و جدلي عمومي شريك شوند، درست به همان سادگي كه يك پيام فوري مي‌فرستند. جداً نمي‌توان ابداع خود وب را با در اختيار قرارگرفتن رايگان ابزارهاي فني چندان كه هر كسي بتواند از طريق مرورگرش نگاه يكتا و فردي‌اش را درباره جهان و مافيها مطرح كند، مقايسه كرد. اين طور نيست؟


تا سپتامبر سال 2000 هزاران وبلاگ پا به عرصه نهادند: وبلاگ‌هايي با موضع معين، ديدگاه‌ها و چشم‌اندازهاي متنوع، سنجش هوشمندانه شرايط انساني در واكنش به روند شايع رسانه‌ها، روزنويس‌هايي شسته‌روفته، پيوندهاي عجيب وغريب، دفترچه‌هايي به اشكال مختلف و پر از انديشه. وبلاگ‌هايي با رويكرد سنتي، صافي‌هاي خوبي براي ارزيابي منتقدانه اطلاعات پراكنده در وب هستند. وبلاگ‌هاي رها از قيد وبند هم فرصتي‌اند براي از خود گفتن و نوشتن. هر يك نشانه‌اي هستند از جابه‌جايي بهت‌آوري از عصر اطلاع‌رساني ريزبه‌ريز كنترل و هدايت شده توسط سخن‌گويان حقوقي و رسمي به مجالي براي بيان فردي در مقياس جهاني. هر نوع وبلاگي قابليت‌هاي تك‌تك افراد را در سطوح مختلفي قوت مي‌بخشند.


با اين حساب چرا نبايد در فهرست پايگاه‌هاي مورد علاقه هر كسي نام دست كم پنج تا وبلاگ به چشم بخورد؟ در ابتداي سال 1999 كه اين گونه بود.آن وقت اندك توجهي در حوزه رسانه‌ها پا مي‌گرفت و وبلاگ‌هاي تازه‌اي روزبه‌روز به دنيا مي‌آمدند. اجتماع كوچكي شكل گرفته بود كه داشت با سرعت رشد مي‌كرد و به نظر مي‌رسيد به آستانه آگاهي فراگيرتري رسيده‌ايم. شايد موج تازه‌اي از وبلاگ‌ها، كه به مدد پيتاس و بلاگر را افتاد، با از دور انداختن حركتي كه قبل از آن آغاز شده بود، به سمت يك توده و انباشت بحراني مي‌رفت. رشد ناگهاني و نمايي اين اجتماع، محيطي را ايجاد كرد كه گشت و گذار در آن شدني نبود. وبلاگ‌ها كه روزي براي وب مثل يك صافي عمل مي‌كردند، چندان تعدادشان رو به فزوني رفت كه مانند خود وب مايه سرگيجه شدند. در يكي چند مقاله نقل شد كه وبلاگ‌ها قابل توجه‌ترين اتفاقي‌اند كه در پيش است. يك خواننده نوعي، كه اميدوار بود از طريق درگاه ايتون‌وب به وبلاگ‌ها سر بزند، با يك فهرست الفبايي از هزاران وبلاگ روبه‌رو مي‌شد. چنين كسي نمي‌دانست از كجا شروع كند و بي‌درنگ و هراسان دوباره به پايگاه خبري آشناي خود باز مي‌گشت.


من پاسخي ندارم. در زمانه ما يك پايگاه وب تك‌صفحه‌اي ابهام‌انگيز متعلق به شخصي گمنام، چند روزه در وب مشهور مي‌شود. با اين حال واقعيت بي چون و چرا اين است كه بيشترين منابع در اختيار غول‌هاي رسانه‌اي، تجار و نهادهاي دولتي است. تعداد صفحاتي كه در پايگاه وب شركت دل نگه‌داري مي‌شوند، بيش از حجم صفحات تمام وبلاگ‌ها با هم است. تمام وقتي كه براي خواندن وبلاگ‌ها صرف مي‌شود، به اندازه زماني نيست كه مردم به آگهي ويژه نوشيدني گازدار معروف توجه مي‌كنند: از تشنگي‌تان پيروي كنيد. تمام تلاش ما كه هر كدام‌مان صدايي تك و تنها از نگاهي فردي هستيم، اين است كه در دنياي سرمايه‌هاي كلان، كه به دقت پيام‌هاي هم‌آهنگي را براي جلب نظر آدميان تنظيم مي‌كند، از مسؤوليت و آمادگي سخن بگويم. ساده است، اكثريت با ماست!


واقعاً چه مي‌شود كه در فهرست علاقه‌مندي‌هاي همه نام وبلاگ‌ها ثبت شود؟ همين‌طور كه در معرض هجوم انبوه اطلاعات از طريق رايانه‌ها، تجهيزات ارتباطي سيار، دكه‌هاي مطبوعاتي، و حتي لباس‌هايمان هستيم، نياز به صافي‌هاي قابل اعتماد بيش از بيش حس مي‌گردد. همين‌طور كه مؤسسه‌ها بيش از گذشته و سخت‌تر از هر زمان اطلاعات، و حتي هنر، را اداره مي‌كنند. ارزيابي انتقادي واجب‌تر از هميشه است. در روزگاري كه آگهي‌هاي بازرگاني دست از پوست موز و پوشش كاغذي فنجان‌ها برنمي‌دارند، ضروري‌ترين احتياج ما شكل دادن گونه‌اي از سخن‌گويي فردي است كه از بهت‌زدگي دفاعي بيرون‌مان آورد و به خاطرمان بياورد كه قرار بوده انسان چگونه باشد.


ما در معرض سيلاب داده قرار داريم و اگر وقتي نجوييم و مكاني جفت‌وجور نكنيم كه حرف‌مان را بازگوييم، با واكنش ‌هايمان به تنهايي رها شده خواهيم ماند. من به جد بر اين عقيده‌ام كه وبلاگ‌ها اين توانايي را دارند تا هم خوانندگان و هم نويسندگان را از سطح «مخاطبان» به سطح «عموم» و هر يك را از سطح «مصرف‌كننده» به مرتبه «آفرينندگي» برسانند. وبلاگ‌ها دارويي براي همه دردها و اثرات خزنده فرهنگ اشباع‌شده از رسانه‌ها نيستند، اما يكي از راه‌هاي درمانند.


منبع: ماهنامه شبكه


ترجمه: شهاب مباشري

 

 


ابراهیم خراسانی پاریزی

صفحه نخست
آرشیو وبلاگ
پست الكترونيك

ابراهیم خراسانی پاریزی


نویسندگان
ابراهیم خراسانی پاریزی


آرشیو من
آذر ۸٧
اردیبهشت ۸٥
اسفند ۸۳
مهر ۸۳
تیر ۸۳
فروردین ۸۳
دی ۸٢
مهر ۸٢
شهریور ۸٢
امرداد ۸٢
تیر ۸٢


لینک دوستان
شهر پاریز
زن در تاريخ
همه چيزدرباره رياضي
دانشكده اللهيات وفلسفه
حوزه
اطلس تاريخ ايران
بانك اطلاعات نشريات كشور
سیرجان نیوز
لیست سایت های علمی ایران
پاریزامروز
کتابخانه مجازی قفسه
مرکز اطلاع رسانی شهید آوینی
باشگاه اندیشه
کرمان هو
سازمان اسنادوکتابخانه ملی
پژوهشگاه اطلاعات ومدارک علمی ایران
کتابخانه تخصصی تاریخ اسلام وایران
خبرگزازی میراث فرهنگی
تقویم تاریخ ایران
سایت امام علی
مرکزاطلاعات وآمارزنان
دفتر مطالعات و تحقيقات زنان
فالنامه اعداد
پيامبر اعظم
ايرج جلالی
پژوهش
نهضت تولید علم و آزاد اندیشی
سايتی تفريحی
وندا کلیک
سايت خبری عصرايران
آپلودعکس
ناصروفاييان
اپلودعکس
دهکده
کتابخانه دیجیتالی
وب سايت اقای مهندس سعادت ايران نژاد
نشريه الکترونيک کويران
پایگاه دریافت رایگان کتب فارسی
معاونت اموزشی دانشگاه ازاداسلامی
ليست وبلاگ ها
قالب هاي وبلاگ
اخبار ایران
فناوری اطلاعات
تفريحات اينترنتي
پردیس من


آمار وبلاگ


وبلاگ فارسی
  RSS 2.0